حَیَّ عَلَی العَزا…(روز پنجم محرم)

دیگر بس است گرمِ دلِ خویشتن شدن

آماده‌ام کنید برای کفن شدن

حالا رسیده است زمانِ حسن شدن

آمادهٔ مبارزهٔ تن‌به‌تن شدن

یک نیزه‌ای نماند دفاع از عمو کنم؟!

یورش بیاورم، همه را زیر و رو کنم؟!

آماده‌ام که دست دهم پای حنجرت

تیرِ سه‌شعبه‌ای بخورم جای حنجرت

شاید که نیزه‌ای نرود لای حنجرت

دشمن نشسته مستِ تماشای حنجرت

سوگند ای عمو به دلِ خونِ خواهرت

تا زنده‌ام جدا نشود سر ز پیکرت

این حفره روی سینهٔ تو ای عمو ز چیست؟

این زخمِ روی سینهٔ تو ارثِ مادری‌ست

این جای زخمِ نیزه و شمشیرها که نیست

بر روی سینهٔ تو عمو جان جای پایِ کیست؟

عبداللَهت نمُرده ذبیح از قفا شوی

بر روی نیزه‌های شکسته فدا شوی

علی‌اکبر لطیفیان