ای ظهرِ عاشورا! تو شاهدِ لحظه هایی هستی که حرمتِ وقت، شکسته میشود به دستِ اهلِ حرمتشکن. تو ناظری بر آن هنگام که عمه سجاد، زینبِ کبری(س)، با چشمانی که خواب را فراموش کرده، نگاه میکند به پیکرِ تنها برادرش در میان انبوهی از کشته ها، و میگوید: «یا حسینا! وا محمدا!»

در این ظهرِ بینماز، تنها کسی که نماز را به جای آورد، خودِ خون بود که بر خاک جاری شد و اذانِ عشق را سر داد. ظهرِ عاشورا، ظهرِ شهادتِ عشق است، ظهرِ آنکه آسمان برایش گریست و زمین، برایش لرزید و فرشتگان، برایش صف بستند، اما اهلِ زمین، همه، یا تماشا کردند یا نیزه زدند.

ای ظهرِ عاشورا! چقدر سوزناکی تو، وقتی که خورشیدِ حقیقت، در اوجِ آسمانِ کربلا، نه با غروب، که با نیزه به خاک میافتد و تا ابد، خونین ترین خورشیدِ تاریخ میماند. تو را سوگند میدهم به آن لحظه که نیزه ها بر فرقِ مبارک نشست و عمودِ خیمه بر پیکرِ مطهر، که بر دلم بنشین و تا همیشه، مرا با خودت در آن ظهرِ بی پناهی همراه کن.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین

مطالب مرتبط